رضا خان
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:31
+ اوخی اوخی دیشب دلم به حال رضا شاه سوخت!...دخمری خواست ازش تاریخ بپرسم.به وصیت نامه رضاشاه رسیدیم: اونجایی که گفته بود دوست ندارم بعد از مرگم مومیایی شوم... ترجیح می دهم بدنم تکه تکه شود و هر تکه از
واتز د متر؟
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:31
+ هر تایمی که از خواب بیدار شم اول خواب رفتن دستهامو حس می کنم. نمیدونم مدل خوابیدنم بده و وزنمو میندازم رو دستام یا مشکل از جای دیگه س که تا 5 دقیقه کف دستام بقول معروف گز گز داره. + تو این هاگیر واگ
حیوان خانگی
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:24
رییس... هرروز میاد و برای طوطی هلندیش رنگی و رنگی و چیزای براق و گرون میخره...امروزم که طبق معمول با ذوق از طوطیش تعریف کرد؛ گفتم حیوونا خیلی خوبن؛ ولی وابستگی ما آدمها بهشون خیلی سخته... من تجربه گرب
پازل قابلمه!
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:24
یک دست قابلمه چدن دارم که جدیدا توش خیلی خراب شده... امروز تصمیم گرفتم هرطور هست بخاطر سلامتیمون هم که شده؛ یک ست جدید قابلمه بخرم... ولی گرونن و نی می دونم چکار کنم و چه جنسی بخرم. با خودم گفتم فوقش
استاپ
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:24
اینجایی که من داخلش!هستم ... بیرونش!سکویی برای نشستن افراد هست... گاهی پیش میاد با هم در حال گپ و گفتگو هستند و یکدفعه مترو میاد و سریع میرن که سوار شن! و مواردی پیش اومده که چیزی جا گذاشتن و یا خودم
عوضی
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:24
از دست این شاگردامون معرکه دارما نیم ساعت پیش یک کدومشون بخاطر تغییر شیفت فرداش اعصابمو خورد کرد و راه دیگه ای ندارم که نیرو جایگزین کنم. به من گفت صددرصد فردا بجای فلانی میام... منم به اون مرخصی دادم
وای؟
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:24
بقول یک شاعر: نمی دونم چرا عمر خوشی های من کوتاهه! در عوضش حتی عوارض یک کابوس یا یک حادثه معمولی تا مدتهای زیاد رد و اثرش تو زندگی و روحم میمونه... تو این دو هفته اتفاقاتی از نظر خودم مثبت پیش اومد که
خوبها
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 7:48
سکانس یک: خانمی تو ایستگاه اتوبوس کف دستشو باز کرد و کاغذهای مچاله رو پرت کرد رو زمین... آقای متشخصی نزدیک شد و در حال خم شدن گفت اجازه میدین من این کاغذهایی که شما انداختینو جمع کنم؟ شهر خودمونه حیفه کثیفش کنیم. خانم شلخته بخودش اومد گفت نه چرا شما؟ الان خودم جمع میکنم. ببخشید... و بعد خم شد و جمع ...
نه برای همه
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 6:31
من زنم همزاد بارونهم نژاد کو ه و تیشهطعم شیرین یه آغوشمعنی درخت و ریشهاما تو عمق نگاهمیه قبیله بی کسی هستروی هر گوشه قلبمزخم بی همنفسی هستمن زنم زن زمستونزن شِعرای پریشونرو تنـم زخم یه غربــتتو چشــــــــام هــوای بـــــــــــارون
همهمه
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 6:31
برای گوشی هم... دیروز فیلم دوربینو تو فلش ریختم و بردم ...ستوان فوق العاده مهربونتر شده بود... دوباره فرمی پر کردم و گفت امروز میرم سراغش یا مجبور میکنم گوشیتو بیاره یا میفرستمیش دادسرا...حالا یادم نیس دقیق کجارو گفت امروز زنگ زدم که بپرسم چی شد...گفت یارو تغییر مکان داده و فعلا نبست باید بگردیم... ...
ماه من
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:43
من زنم همزاد بارونهم نژاد کو ه و تیشهطعم شیرین یه آغوشمعنی درخت و ریشهاما تو عمق نگاهمیه قبیله بی کسی هستروی هر گوشه قلبمزخم بی همنفسی هستمن زنم زن زمستونزن شِعرای پریشونرو تنـم زخم یه غربــتتو چشــــــــام هــوای بـــــــــــارون
حرف
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:43
تو دوراهی ام دوراهی چی؟ اینکه شربت ببرم واس همسایه روبرو یا نه؟ در حال اثاثیه آوردن هستن و من تو راه پله دیدمشون.میدونم هوا گرمه و شربت میچسبه و صواب هم داره به کارگرای تشنه شربت یخ بدم... ولی پارچ بزرگ ندارم. صدبار کابینت بالا رو باز کردم کلمن بردارم و تو اون شربت بفرستم ولی شیطون بده وجودم هی گفت ...
گل پسر قند عسل
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:43
من زنم همزاد بارونهم نژاد کو ه و تیشهطعم شیرین یه آغوشمعنی درخت و ریشهاما تو عمق نگاهمیه قبیله بی کسی هستروی هر گوشه قلبمزخم بی همنفسی هستمن زنم زن زمستونزن شِعرای پریشونرو تنـم زخم یه غربــتتو چشــــــــام هــوای بـــــــــــارون
رایحه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:43
یک شعبه فروش ما نزدیک مسجد هست. اون مسجد هم تو یک مکان پرتردد توریستی که همه جوره مسافر میره و میاد همیشه هم خداروشکر شلوغه چندروز پیش از اماکن اومدن...اول به پوشش پرسنل گیر دادن! انصافا موی همه حتی خود من معمولیه معمولی و بدون هیچ جلب توجه مویانه(جمع مو) از شال بیرون بود... بعد به پخش آهنگ که با اخ...
نعمت چشایی
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 1:45
صبح اصلا نفهمیدم کی زنگ ساعتو قطع کردم و دوباره خوابیدم! نزدیک 9بیدار شدم و دیدم راحت ترین ناهار ماکارونی هست... شوهر روبروی تی وی لم داده بود و صبحونه میلمباند!! من تند و تند پیاز و سیر و فلفل دلمه و قارچ ریز کردم .... حین سرخ کردن نمک ریختم و مزه کردم...خدایا چرا مزه هارو متوجه نمیشم؟!! دوباره نمک